Thursday, May 24, 2007

کارخانه های شعر بافی{شربافی}فهادان

بافی یزد و صادرات به اقصی نقاط کشور وتحفه و پیشکش شاهان وقت به سفرای دربار فرنگ می بود. که متاسفانه امروزه کاملا به فراموشی سپرده شده است ...اما شربافی{شعر بافی} در معنی نسبتا عامیانه با نظم و قافیه بافی و با فکر و شعور بافتن و به معنی خاص شعر بافی یک نوع هنر خاص بافندگی که مختص هنر مندان خطه یزد بوده که با چیره دستی شعر ها ی حافظ و... همچنین شعار های مذهبی از دوران صفویه و حتی آیه یا سوره نویسی می کردند در بافتن نه در قالب زنی {چاپ زدن به صورت غربی و بعد اصفهانی!!!}. و هنر مندان دیگری در همین رشته بافندگی که به نقش آفرینی در بافتن تابلو های نقاشی دوران اتابکان معروف به مینیاتور بافت {مغولی باف} یا چشم بادومی باف و بعد آل مظفر معروف به مظفری باف یا {حافظی باف}که به نقش آفرینی در بافتن تابلو های نقاشی همچون نقش می حافظ -حافظ و ترک سمرقندی- حافظ و ترک شیرازی و...همچنین عامه بافی یا {شاگردبافی} به صورت ترنج بافی و گیسو بافی {ترمه کشمیر باف}....که با کمال جرآت و جسارت اگر روزی تکه ای از آن بافته ها به دستم افتد آنرا علمی خواهم کرد وزین در رژه در برابر تابلو های رنگ و روغن و لعاب دار سرزمین غرب .که با چه زحمت و رنجی هنر خود را به منصه و عرصه ظهور می رساندند.که در این میان ترنج بافی و دارائی ابریشمی ساده ترین و عامی بافت که به صورت حجمی بافی {سری کاری} و حدودا عامه بافی بوده .که همین هم در این روزگار در این شهر مهد این هنر به جزچند نفر که تعدادشان به ۲الی ۳ نفر نمی رسد که آنهم به صورت نمایشی!!! در طی سال ۱۰ متر هم با دست نمی بافند!!! و هزاران هزار مترترمه و دارائی و...به اسم اینها بی هیچ امتیازی به مردم و توریست با تقلب قالب می شود؟!! که همه دستگاه ها ماشینی وصنعت خارجی یا مثل سایر صنایع ما مونتاژی{صنعت تقلبی} می باشد نه هنر دست های خونین و پینه بسته که با کلاشی و سود بردن از اسم آخرین رنجبران و هنرمندان با مضحکه و مسخره نمودن این قشر فنا شده بر ثروت نا مشروع خود می افزایند

No comments: